می ایند مردانی که میکشند همه را
وه که در این دیار چه گناه سنگینی است
بار بی گناهی بدوش کشیدن.
میکشند و می برند در سکوت لیک
فریاد میکشند انگاه که پای بر سایه شان گذاری
می ایند مردان سیاه پوش
سلاح کین بر دست با تکبر می ایند
سیاهی و سرماست همه جا
از نفس مردان روز سیاه میشود
می ایند مردان سیاهی
برای کشتن و سوزاندن دلها امده اند









