اميد اين بهار بی خزان در اعماق وجود آدمی ريشه دارد و هرگز خاموش نميشود.

هنگامی که غريقی در حال غرق شدن است در اعماق وجودش پرتوهای کورسوی اميد هنوز

زنده است.

در هنگام مرگ و آنزمان که فرشته مرگ بر بالين آدمی حضور می يابد ای اميد است که تلخی

مرگ را آسانتر ميسازد.

اميد آتشی است که هرگز خاموش نميگردد هر چند ممکن است که شعله آن کم شود اما هرگز

از بين نخواهد رفت.

و عشق اين خورشيد فروزان هستی.