گوهری يکتا در سينه دارم

گوهری پر بها در دل

کينه و خشم

گوهرهای دردانه من

کينه مقدس است

از خشم ميتوان به فرياد رسيد

کینه آتش است

که روشن میسازد هستی ام را

گرم میسازد دنیای سیاه و سرد

با من بمانید

ای گوهرهای یکتا

ای خشم

در سینه من در دل اقیانوس درد بمانید

تا روزی چو مرواریدی غلتان

بتابید بر این هستی خاموش