ميگويند کلامم سرشار از غم است

عجبا !

در اين وادی سياه

بر چه ميتوان خنديد جز به خود

در زمانی که بر این ساحل هستن و بودن

مرگ آشنا ترین کلام است

در این وادی وحشت بر چه میتوان خندید؟

جز به خود

نگاه کن ! چه می بینی

عشق را نمی بینی چگونه در چنگال کفتاران سیاه و سفید جان میدهد؟

بر خود نگاه کن ! چه می بینی

بر ساحل هستن و بودن

چو بوتیماری خسته بر لب دریا

ساکت و خاموش

بر خود نگاه کن ! چه میبینی