هميشه با خود فکر ميکردم که آدم چرا از بهشت بيرون شد؟ چه علتی باعث شد تا ادم تمامی

آن نعمات را رها سازد و خود را در خطر تبعيد و غضب قرار دهد؟

و پس از تفکر زياد ۲ عامل را يافتم :

۱) وجود اجبار .آری آدم چون از خوردن ميوه ممنوعه باز داشته شد به اين عمل مبادرت ورزيد

چرا که آدمی تشنه به آن چيزی است که از آن منعش ميکنند و فطرت او با اجبار همخوانی

ندارد. انسانهای شریف همواره آزاده هستند.

۲) تاوان دانستن.در طول تاريخ آدمی همواره تاوان دانستن را داده است گاهی او را از بهشت

بيرون انداخته اند و گاهی بر دارش آويخته اند و گاه سينه اش را آماج گلوله قرار داده است.

براستی اگر آدمی نميخواست بداند امروز کجا بود؟ و براستی که آذمی چه تاوان سنگین و

سختی برای معرفت پرداخت کرده است. و انسان این تاوان را از زمان آدم تاکنون با زجرهای

که میکشد پس میدهد و این داستان هنوز ادامه دارد.