زندان بی حصار

اينجا زندان است

زندانی با ديوارهای بلند ناديدنی

زندانی است بی حصار

اينجا زندان است

با بيشمار زندانبانانی شلاق بدست

که ميزنند شلاق تلخ حسرت را

بر تن خسته من و تو

اينجا زندان است

با هوای سرد زمستانی

و زوزه گرگانی هميشه گرسنه

که انتظار مرگ ما را ميکشند

اينجا زندان است

و من و تو زندانيان اين زندان

و حسرت يادمان تلخی از ديروزهاست

اينجا زندان است

در ميان هزاران ديوار

من و تو اسير زندان تلخ امروز و ديروزها

اينجا زندان است

يادگار روزهای تلخ تنهايی

 prisoner.jpg

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
leila

سلام. خیلی زیبا بود. واقعا که دنیا مثل زندون می مونه.

leila

تو حاکمی و مرا سو بر آستانه ی توست / مکن خرابی ملک دلم که خانه ی توست/ممنونم. فعلا....

x.y

سلام ولی بعضی وقتها وقتی بااونی که دوستش داری هستی ديگه زندان يادت ميره موافقی موفق باشی