زمستان سر

این چه دامی است که در ان افتاده ام

زمین سرد است و آسمان تیره

گرمی سرخی دیگر نمی یابم

سردی سرد زمستان است همه

میکشد نفس گرم در آن هر نفس

آسمان تیره است و شب سلطانی بی رقیب

میکشد هر انچه نامش مهر است

سرمای زمستان  سخت سوزانست

و میکشد ارزوها را 

امیدها را

/ 0 نظر / 2 بازدید