کویری

در کوچه ای که هنوز بوی کاهگل

که با دستان مردان عاشق  کشیده شده بود

در داغی نیمروز کویر

در افتاب بیرحم  پر شتاب

مردی خسته و مانده

در رویای ناتمام خویش 

در خنکای سایه ای کوچک

رویای ابی دریا میدید

مرد خسته بود

خسته به بلندای تاریخ عمرش

ز رنج زمانه در خویش فرو رفته بود

او هنوز هم در خواب آبی دریاست


 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید