استغاثه

آری دگر خرد شده ام

چنین بار گرانی مرا تاب تحمل نیست

خداوندا در فشار دهشتناک  گناه خرد شده ام

سر بر آستان تو میسایم

که کو گریز گاهی 

ز بار خجلت خویش اب میشوم

در چشم دوست  تاب نگاهم نیست

خرد میشوم زین فشار دهشتناک

پیشانی بر سجده تو می نهم

شاید ز رحمتت یا رب

ببارد باران رحمتی بر این شوره زار

تا که روشن کنی این شب سیه ام

/ 0 نظر / 16 بازدید