ستاره

اسمان شهر مان بی ستاره است

اسمان سرزمین مان بی ستاره است

اسمان دنیایمان بی ستاره است

شب سیاه است و تاریک

روزها نیز چنینند

لیک در آسمان ستاره نیست

کوچ ستارگان را شاید

کسی ندیده است

 سکوت و است گاه همهمه ای

و اغلب زوزه گرگان گرسنه در این دشت مشوش وتاریک

کسی را یارای سخن گقتن نیست

فریادهای بیصدا با خشم در هم می امیزند

و درد را تا اعماق وجود ادمی رها میکنند


/ 0 نظر / 14 بازدید