گم کرده

خود را گم کرده ام

با شما هستم ای رهگذران جاده امید

مرا در ان را ندیده اید

خود را در کوره را طوفان زده ای غریب

در آستان یاس گم کرده ام

کسی مرا ندیده است

در شنزار و توفانی چنین دهشتاک

که چشم را حتی یارای دیدن خو د نیست

خویشتن را گم کرده ام

اینک من انی نیستم که بودم

غریبه ای با من است

خویش را نمی یابم

کسی در این جاده تقدیر

مرا ندیده است؟


 

/ 0 نظر / 2 بازدید