در انتظار او

در استانه زمستان سرد

در استانه بادهای سرد پاییزی

در انتظار امدنی بر درگاه یاس و امید

با احساسی از امید و ترس

به انتظار نشسته ایم

شاید که او بیاید

بعد این سالهای پر از رنج شاید که بیاید

در انتهای جاده 

در معبر وزش بادهای سرد

بر درگاه امید و ترس

به انتظار او نشسته ام

شاید که بیاید

اولین کلام را نمیدانم چه باید گفت

شاید که اشک اولین کلام باشد

 

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید